- آقا یه دیزی لطفاً
= بفرما بشین.
. . .
صاحب قهوه خانه، جلوی مشتری کمی آن طرف تر، یک قاشق و هاون
استیل زیر آب می شود. یک کاسه استیل قدیمی، که قوس کف کاسه باعث عدم
ایستادگی کامل آن می شود، روی میز مشتری می گذارد.
= پسر بدو یه سرویس برای آقا بیار.
= آقا پیاز هم میخوری؟
- آره یدونه بگذار. مرسی.
ظرف دیزی، یک نارنج از وسط بریده شده، نان بربری یک قاچ از
یک پیاز بزرگ دیگر چیزهایی بود که بر روی میز قرار گرفت. صاحب قهوه خانه،
با یک عنبر دست، ابتدا آب دیزی را . . .
ادامه مطلب