خیلی دفعات وجود دارد،کسی یا کسانی از شما بابت کاری که انجام داده اید از شما تشکر کنند، ولی خیلی کم پیش می آید شما بابت آن تشکر لذت ببرید، به خود ببالید و احساس غرور کنید.
تا آنجایی من می دانم، شاید تقریباً هر بیست و هشت سال یک بار چنین شود.
برای من دیروز اتفاق افتاد.
+
نوشته شده در شنبه
1387/11/26ساعت 19 توسط فرهاد
نمی دانم، من تو را گم کرده ام، یا تو مرا پیدا نمی کنی.
دیشب فیلم نه چندان خوب "هر شب تنهایی" صدر عاملی را در جشنواره فجر دیدم. این جملات در سکانسی از فیلم در ذهن من می آمدند و می رفتند. حتی الان هم نمی دانم چه می خواهم بنویسم.
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/11/17ساعت 9 توسط فرهاد
در آپارتمانی که زندگی میکنم، در توالت و اتاق خواب آن دو نکته جالب وجود دارد.
توالت این آپارتمان، برخلاف تمام توالت های جهان همیشه بوی خوبی از آن به
مشام می رسد. انواع بوهای خورشت قورمه سبزی، فسنجان، خوراک مرغ، دمپخت
برنج عطری، ماهی سرخ کرده، آش و موارد دیگر. نمی دونم چطور این بوها به
توالت آپارتمان من می رسند، ولی چیزی که مسلم است، . . .
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه
1387/11/05ساعت 13 توسط فرهاد