بعضی وقت ها اتفاقاتی در زندگی می افتد، که در ابتدا انسان را به هم می ریزید، شاید به زمین و زمان بدوبیراه بگی و ناراحت و مستاصل و غمگین باشی، ولی بعد از گذشت چند روز همان اتفاقات بد و اندوهگین چنان برایت زیبا، خوشایند و جذاب میشوند که خودت هم باور نمی کنی.
برای من هفته ای که گذشت، چنین بود.
اطرافیان من، همیشه من را آدمی خوش شانس می دانند، ولی در تمامی اتفاقاتی خوبی که برای من تا به حال افتاده، برای اولین بار حضور یک نیروی برتر یا یک حامی را کاملاً احساس کردم. با اینکه با تقدیر مخالفم، ولی فکر میکنم اتفاقات خوب برای من شانسی بوجود نمی آیند، بلکه می بایست رخ دهند.
شدیداً به بهشت و جهنم در همین دنیا اعتقاد دارم، و فکر می کنم هر آنچه تا به حال برایم اتفاق افتاده، حاصل گفتار و کردار و پندارهای من بوده است.
+
نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/17ساعت 12 توسط فرهاد