تبليغاتX
نگاه ها و چشم ها
همیشه، در هر زمان، مکان و موقعیتی آوای ربنای آقای شجریان را شندیم، مرا به سال های دور، به سال هایی که در کنار مادر پای سفره افطار می نشستیم، و انتظار افطار را می کشیدیم، می برد.

دیگر برایم مهم نبود، ساعت . . .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/21ساعت 11 توسط فرهاد

در ادامه مطلب چند عکسی از مناظر ساری که در اردیبهشت امسال گرفتم گذاشته ام.
دوست داشتین یه نگاه بیاندازین.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1388/05/10ساعت 15 توسط فرهاد

حتماً بايد شنيده باشيد، آخرين كتاب گابريل گارسيا ماركز به نام "خاطره دلبركان غمگين من" كه توسط آقاي كاوه مير عباسي، كه توسط انتشارات نيلوفر به چاپ رسيد، پس از آن كه 5500 نسخه تيراژ اول به فروش رسيد، براي چاپ دوم، كتاب ممنوع شد.

در اين رمان 124 صفحه‌اي كه ماركز آن را در سال 2004 نوشته، داستان روزنامه‌نگاري روايت مي‌شود كه در نود سالگي خود، دلبسته دختري 14 ساله مي‌شود و طي آن خاطره روابط نامشروع خود را با فاحشه‌ها مرور مي‌كند.
رمان خاطره ی دلبرکان غمگین من اینگونه آغاز می شود: "در سالی که سنم به نود رسید، خواستم شب عاشقانه ای دیوانه وار با دختر تازه سالی باکره به خود پیشکش کنم."
در پشت جلد رمان می خوانید:
"این رمان شرح ماجراهای یک سالی است که طی آن روزنامه نگار سالخورده تلخ ترین عذاب ها را تاب می آورد تا به دلپذیرترین شادکامی ها برسید و عشق ناب و پاک و بی چشمداشت را بمثابه والاترین موهبت کهنسالی از آنِ خود سازد."
البته اين كتاب قبلاً نيزتوسط آقاي امير حسين فطانت از زبان اصلي "اسپانيايي" به فارسي به نام "خاطره روسپيان سوداه زده من" ترجمه شده است، و توسط نشر ایران در امریکا منتشر شده است.

مي‌توانيد، كتاب "خاطره روسپيان سودا زده من" از اينجا دانلود كنيد.

پي‌نوشت: نقد آقاي مهاجراني بر كتاب و مقايسه دو ترجمه

مطلب فوق در سال 86 آمده شده بود، اما به علت فراموشی، با دو سال تاخییر منتشر میشود.


+ نوشته شده در شنبه 1388/05/10ساعت 2 توسط فرهاد