همیشه وقتی برای یک مدت کوتاهی به سفری میرید، جاذبه های بصری محیط جدید می توانند چنان شما را جذب کنند، تا چشم شما از روی پاره ای حقایق بسته بماند. اما زمانی در آن محیط زندگی می کنید، خیلی چیزهای کوچک و بزرگی می بینید، که پیش فرض های شما را تغییر می دهند. البته متاسفانه بخشی از پیش فرض های غلط برای ما ایرانی ها، نوعی انزوا و بسته بودن کشور ماست. چونکه تا زمانی شما با مردم و محیط کار و اجتماع یک جامعه برخورد نداشته باشی و تمامی اطلاعاتت بر اساس منابع درجه 2 یا 3 مثل فیلم و اینترنت و تا حدودی اخبار باشد، پیش فرض های غلطی نسبت به یک جامعه پیدا میکنید.
شاید تا به حال به توریست هایی برخورد کردید، که وقتی وارد ایران شده اند، اضهار تعجب کردند و گفتند اصلاً فکر نمی کردیم ایران به این شکل باشد.
سفر کاری 28 روزه من به ایتالیا، یکی از سفرهای پر بار برای من بود. باعث شد خیلی چیزهای بزرگ و با اهمیت و خیلی چیزهای کوچک و کم اهمیت را درباره این کشور یاد بگیرم.
اگر بخواهم چند مورد از موارد را بگم، اول از همه باید سطح درآمد و مخارج ایتالیا بگم. در این کشور مردم باید به شدت کار کنند، به شدت صرقه جویی کنند، تا بتوانند یک ماه خود را بگذرانند. ابنقدر تحت فشارند، که شاید باور نکنید، مهندسش، 3-4 روز آخر ماه را همراه ما به رستوران نمی آمد تا غذای 6-9 یوری بخورد و به یک ساندوبچ 2-3 یوری بسنده می کرد. روزهای اول نمی دونستم چرا نمی آیند، بعد فهمیدم، که حقوق در شرف ته کشیدن بوده و نیامده اند، ولی به مجردی حقوق را گرفتند، به سفارش غذای کامل روی آوردند.
با یکی از مهندسان با تجربه شرکت ایتالیایی وقتی با تعجب از همکار من می پرسید، "تو چطور همسرت کار نمی کند و زندگی ات می چرخد." برای من خیلی جالب بود. می گفت:" اگر دوست دختر من کار نکند، از پس هزینه ها بر نمی آیم، و حتی اگر خیلی راغب باشد که کار نکند، ازش جدا می شوم."
اصلاً یکی از دلایلی که زن و مرد با هم زندگی میکنند، بچه دار می شوند، ولی به صورت رسمی ازدواج نمی کنند، (De Facto relationship) اینه که هر دو کار کنند. چون در حالت رسمی این امکان وجود داره یکی از طرفین که معمولاً زن هست، دیگر نخواهد کار کند، جدا از اینکه در این حالت از ارتباط، دو طرف مالیات کمتری به دولت می دهند و پول بیشتری پیش خود نگه می دارند.
اینقدر از نظر مالی در تنگنا هستند که حتی ترجیح می دهند، سیگاری که می کشند را دست ساز باشد تا یک سیگار آماده. چونکه اینجوری می توانند30-40 یورو در ماه صرفه جویی کنند. تا به حال سیگار دست ساز ندیده بودم. حال اینکه قیمت های خانه، خرید خودرو، مخارج خودرو، از همه بدتر بنزین در این کشور بسیار بالا است. وقتی میگم بالاست نه در قیاس با ريال خودمان، بلکه با یورو هم بالا بود و همکار های ایتالیایی ما همه نالان بودند.
تا همین جا اگر با ایران خودمان مقایسه کنبم، با توجه به هزینه های زندگی، میزان و مدت زمان کار ما ایرانی ها و میزان درآمد ما، ایرانی ها خیلی جلوترند، واقعاً خیلی خوش به حالمان است. شعار ما اینه که چون فعلاً نفت را داریم، استفاده میکنم. اون ضرب المثل مشهور را هم که همیشه میگیم، "بعد از ما، دنیا را آب ببره."
جدا از همه این مسایل، دیدن باقیمانده امپراطوری رم باستان و واتیکان در شهر رم، و شهرهای دیدنی آن مانند، ونیز شهر در میان آبها، شهر پیزا با آن برج کجش، شهر سیه نا با آن قلعه و معماری قدیمیش، شهر وینچی با آن محیط و منظره های چشم نوازش، زادگاه و خانه لئوناردو داوینچی بزرگ، فلورانس مهد هنر و معماری جهان، بسیار لذت بخش و خاطره انگیز بود. البته متاسفانه نه من وقت نوشتن در باره همه این ها دارم، نه شما حوصله خواندن.
فقط از غذاها بگم، در این 28 روزی که اونجا بودم، فقط دوبار یک غذا را خوردم، یک بار خودم سفارش دادم و یک بار هم یادم نبود، این غذا را سفارش داده بودم. همه غذاهایشان برای من خوشمزه و دلچسب بود. از انواع ماهی و غذاهای دریایی مانند، خرچنگ و میگو و صدف و انواع اختاپوس گرفته، تا انواع پاستا ها با گوشت خرگوش و خوک و گوشت های نیم پز گاو و گوسفند همه را تست کردم و لذت بردم. پیشنهاد میکنم، اگر رفتید، حتماً غذاهای اونجا را امتحان کنید.
اونجا خیلی عکس گرفتم، ولی فقط چندتا میگذارم، تا بخشی از جاهایی را که دیدم، شما هم ببینید.
برج مشهور پیزا در شهر پیزا
قلعه سینت آنجل. محل اقامت پاپ در شهر رم
میدان سنت مارکو در شهر ونیز
ونیز
کلوسو یا کلوزیم در شهر رم
واتیکان
شهر تاریخی سینا

